صبح شنبه براي پوشش خبر توديع و معارفه روساي آموزش و پرورش استان به سالن غدير رفتم.
وارد سالن محل مراسم كه شدم با جمعيت انبوه حاضر در سالن مواجه شدم.
فكر كردم اين ها همه براي بدرقه عمراني اومده اند تا از زحمات يك سال و نيم وي تشكر كنند. دوستان زيادي را در آنجا ديدم. همه مي گفتند كه آخر كارتو كردي! گفتم مگه چي شده؟ پاسخ دادند كه از بس كه نوشتي عمراني رو برداشتند. گفتم ما در حدي نيستيم كه بتوانيم عمراني رو بر داريم. همكاران ما در نداي هرمزگان فقط اطلاع رساني شون رو انجام دادند.
خب بگذريم از اين قضايا. رديف جلو چند تا صندلي خالي بود كه معمولا روسا اونجا مي نشينند. اجازه ندادم اون صندلي ها رو تصرف كنم. رفتم بالا و يه دونه جا پيدا كردم و تا آخر نشستم. گفتم عجبا اين همه براي بدرقه عمراني! خب عمراني هم براي خودش ياراني داره خب بايد هم برا رفتنش بيان استقبالش.
خلاصه اون جايي كه من نشسته بودم در يه سمتم آقا و خانومي نشسته بودند كه به نظر زن و شوهر مي اومدند و در سمتي ديگر يه آقايي ديگر كه به نظر مي رسيد از يكي از شهرستان هاي استان اومده باشد. مراسم كه شروع شد متوجه اصل قضيه شدم و از اون موقع بود كه فهميدم اونا نه بخاطر بدرقه عمراني بلكه براي خوش آمدگويي آخوندي رييس جديد اين سازمان تشريف آورده بودند.
جمعيت حاضر از تشويق كردن براي آخوندي آنقدر به وجد اومده بودند كه در هربار تشويق نزديك به يك دقيقه فقط كف مي زدند و اون سه نفري كه كنار من بودند آنچنان جوگير شده بودند كه هر لحظه مي ترسيدم بين دستشون پرس شم. با خود گفتم نكنه اونا موقع رفتن اخوندي هم بيان و براي مدير جديد كف بزنن!
در ضمن در اين مراسم به نظر مي رسيد عمراني سعي مي كرد از رفتارهايش ابراز پشيماني كند به همين خاطر گفت كه در زمان حضورم در آموزش و پرورش مسائل سياسي را دخيل نكردم. در اون لحظه بهتم زد كه دروغ به اين بزرگي؟
بعد مراسم رفتم فايل صوتي مصاحبه مطبوعاتي اش كه سال گذشته پاسخ سوال خودم رو داده بود گوش دادم ؛ ديدم كه عمراني چه دروغ بزرگي گفته بود. خب در هر صورت بنده اينو به فال نيك گرفتم و برداشتم اين شد كه عمراني احتمالا ابراز پشيماني كرده.
سعي ميكنم سر فرصت جزييات اين مراسم رو هم تو وبم بذارم.